خداحافظ

این آهنگه جدید نیست ولی من تازه امروز از یکی از دوستای مروارید گرفتم! خیلی حس خوبی بهم داد! بخصوص برای من که کلمه ی " خداحافظ " پر از معناست!

خداحافظ  همین حالا

همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که

بفهمــــــی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین

به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که

منو از چشم تو می دید

اگه گفتم خداحافظ

نه اینکه رفتنت ساده است

نه اینکه میشه باور کرد

دوباره آخر جاده است

خداحافظ واسه اینکه

 

نبندی دل به رؤیا ها

بدونی بی تو و با تو

همیــــــنه رسم این دنیا

خداحافظ... خداحافظ همین حالا

خداحافظ...

 

 

/ 13 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پويان

خيلی دوست داشتم اين آهنگو. یادمه هر شب قبل از سريال نرگس

مريم

من از تيکه ی اگه گفتم خداحافظ به بعدشو دوست دارم!ولی هيچ وقت نفهميدم چرا شاعرش گفته«کمی غمگين»!با اون فضای شعر و آهنگ بيشتر می خوره بگه«خيلی غمگين»!!ولی خوب حتمآ قافيه و اين جور چيزاش جور در نمی اومده!!!

مرواريد

موقع گوش دادن به اين آهنگ... هميشه بعدش دارم برای خودم می خونم... منو رها کن ازين فکر تنهايی تو نرفتی... ...نه... تو هنوزم اينجايی.... و با خودم فکر می کنم فاصله ی بودن و نبودن يک آدم حتی می تونه کمتر از گفتن يه خداحافظی باشه و شايد حتی نشه نشون داد زمانی رو که اين "بغض تنهايی"، داره تبديل به "نم" چشم می شه... چقدر دوست ندارم که به آخر امتحانا... به آخر دوران تحصيل... به آخر زندگی... و به آغاز گقتن "خداحافظ" ...فکر کنم....

خواب کوتاه

خداحافظ گل همواره در يادم خداحافظ نگار خوش خط و خالم پریزادم خداحافظ من تو را همان از هم جدا ، تقدیرمان اینست تو چون شیرین و من از نسل فرهادم خداحافظ اگر چه حتم دارم مرا از ياد خواهی برد ولی هرگز نخواهی رفت از يادم خداحافظ تو را بالحظه های سبز و شیرینترها کردم و خود چون برگ پاییزی که افتادم خداحافظ دگر بعد از تو ای خورشید تابستانی عمرم ببارد برف دی در تیر و مردادم ، خداحافظ و کاش آن لحظه را هرگز به چشمانم نمی دیدم نگاهت را پس از آنکه ندا دادم خداحافظ ......................... چهارشنبه ۸ دی ۱۳۷۸ در اتوبوس موقع برگشتن از قزوین دانشجوی جوادی از صنایعی ها به اسم سیامک داخل دفتر خاطراتم نوشت همان شبی که اتوبوس را روی سرمان گذاشته بوديم ... همگی جواد بوديم ... شعر دست به دست می گشت و هرکس بهانه ای پيدا می کرد برای لحظه ای پلک نزدن و مرور خاطرات ... دفتر خاطرات سال ۷۸ پر است از ...

نیک

سلام دومیش رو پستیدم. دليل خاصی نداشت تاخيرش- سر شلوغی شايد و کمی تنبلی. در مورد پست: آره شعر غمناکيه... ولی نگفتيد آن معناي خداحافظ برای شما چيه.

imy

خداحافظ همین حالا که من تنهام. اگه غیر از این باشه خداحافظی رو درک نمی کنی.

حرفه ای

چه زیبا....

.

چه موسيقی آرامش بخشی داره اينجا!! اصلا دوست ندارم اين شعره رو