من سیاسی نیستم

این چند روز جّو دانشگاه خیلی جالب شده... شده شبیه همون چیزی که وقتی کوچیک بودم از دانشگاه تصور می کردم! آدمایی که براشون مسائل سیاسی خیلی جذابه و برای منافع سیاسی شون حتی جونشون رو هم میذارن! یادمه وقتی ۱۸ تیر بود و جریانات اون زمان ، من حدود ۱۲،۱۳ سالم بود...توی دفتر خاطراتم نوشتم که اصلاً اینجور شلوغی ها رو دوست ندارم و هیچ وقت دلم نمی خواد جزو این آدمای جو گیر باشم! چون کارشون فایده ای نداره و اگه موفق هم بشن ، هرچی بشه بدتر از قبل میشه ...33.gif

توی دانشگاهمون دیروز یک سری شلوغ بود و کلی چیزای عجیب دیدم... مثل توی فیلم ها بود... 43.gifخوب بود که این روزا تلویزیون این همه " یار دبستانی " رو پخش میکنه ، واگرنه این همه آدم چه جوری یک صدا فریادش می زدند!34.gif

 کلاس هامون یک ساعت تعطیل شد و کلی آدم جو گیر دیدم که با اینکه هیچی نمی دونستند از اتفاقاتی که داره می افته ، یه پلاکارد دستشون گرفته بودند و شعار می دادند...33.gif

امروز اتفاقات ظاهراً کم تر بود ولی باطناً بیش تر شده بود! تجمع توی محل اصلی دانشگاه بود و گفتند دو تا از پسر ها رو هم گرفتند و خدا به دادشون برسه...17.gifگفته شد که هنوز تجمع شروع نشده بوده که پلیس دخالت کرده و ....

بچه ها پراکنده شدند و تجمع دیگه ای توی یکی دیگه از دانشکده ها برگزار کردند...

از یکی از بچه ها پرسیدم که چرا اینهمه فعال شدی با اینکه خیلی سر در نمیاری؟ بهم گفت که اومدم، که اگه پس فردابچه ام خواست بره توی اینجور تجمع ها و من می خواستم بهش بگم نره ، بتونم بگم من رفتم و دیدم و به فلان دلیل میگم که فایده نداره برات که شرکت کنی...22.gif

حالا با تمام هیجانی که شرکت توی این کارا داره و اتمسفری که با دیدن بقیه به آدم دست میده ،...ولی من آدم سیاسی ای نبودم و نیستم و نخواهم بود!15.gif

/ 120 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسرخاله

خیلی روی جرات ام ار دی اس تی حساب باز کردی . اون موقع که هول شدی که بیای به خیالت روی منو کم کنی فکر می کردی دو نفری ممکنه از پسش بربیاید .یه چیزی در مورد اینکه مورچگان را چو بود اتفاق شنیده بودی اما طفلک این جمله اگر قرار بود در مورد شما دو تا صدق کنه قطعا به " ابلهان را چو بود اتفاق ... " تغییر می کرد. اون ام ار دی اس تی اگر مفلوکی نبود که قدرت ایستادن روی زانوهای خودش را هم ندارد قطعا هیچوقت گیلاس به دماغ مجیذ تک تک اعضای پرشین بلاگ رو نمی گفت و یه آدم بی جنبه و خرفتی مثل تو رو احمقانه وارد معرکه ای نمی کرد که به این روز بیفتی و اعتراف کنی شعور درک 4 خط فارسی ساده رو هم نداری . البته الان که تویی که مجیذت را گفته پاچه اش رو گرفتی و به بی وجودی متهمش کردی قطعا میاد و دوباره حلقه ها رو دست می گیره و میره روی توپ می ایسته ، گیلاس به دماغ

پسرخاله

خیلی دلت می خواست اجازه داشتی از اون فحشهای کاف داری که نباید استفاده کنی - چون بیشتر لو میری - استفاده می کردی و مثلا جواب من رو می دادی ولی من اصلا علاقه ای به استفاده از کلمات رکیکی مثل خیس کردن و زمین سفت و ... ندارم . من " است " " بود " " شاید " و اگر و اما رو جوری کنار هم می چینم که تا "هم فیها خالدونت" آتش بگیره . این تخصصه منه . هرکس اندکی فهم داشته باشه می فهمه من به شهدا چیزی نگفتم . اگر در مورد شریف حرفی زدم با توافق کویریات و حتی احتمالا با اطلاع خود خرفتت بوده . و وقتی بهت گفتم که قد بچه های بهزیستی هم نمی فهمی که دهن دریدگی آغاز کردی . می تونی توالی پستها رو ببینی این تاپیک هم برای من دیگر تمام شده . حسه آدمی را دارم که مقابل دو تا بز نشسته و داره قانون نسبیت انیشتن رو توضیح میده . که اصلا حسه خوبی نیست ... از نظر من موضوع تمام شدس آنهايی که تا بحال فهميدند ماجرا چيه که هيچ اونايی هم که بعد از اينهمه بحث هنوز مثل حرفه ای همان خرفته سابق باقی مانده اند هم به درک

حرفه ای

مردک=است خرفت=بود کودن=شاید!! مضحک=چطور؟ نفهم=یعنی ... برو متخصص حست نیست!

حرفه ای

خیلی است ی! ای بود !! شایدی بیش نیستی! یعنی چطور؟!

پسرخاله

حرفه ای خرفت و کودن و نفهم و مضحک صفت های وجوديته عزيزم خودت ۱۰ بار تا الآن نوشتی که متن ۴ خطی من در مورد خرمشهر رو خوندی و نفهميدی منظور من چيه اين اعترافه خودته نه اتهام من کسی که از اون متن به اون سادگی نتيجه می گيره که من به شهدا گفتم خائن جدا از خرفت و کودن و نفهم و مضحک خيلی چيزای ديگه هم هست مگه خودت ده بار نگفتی خوندی و معنيشو نفهميدی ؟ به شب بگن سياه که توهين نميشه شايد مردک فقط برات زياد بوده که از اين جهت معذرت می خوام تعجبی نداره که طبق معمول فهم اینو نداشتی که من کلمات رکیک استفاده نمی کنم . تو از شلوار خیس می گی اما من دلقک رو جوری بهت با گیلاسه سر دماغش می گم که نا خودآگاه سر دماغت گیلاس سبز میشه ......... اينجا که شمارش ۱۲۵ بود اونجا نمی دونم چنده

نقطه سر خط

توجه: دعوا سر این عبارات خواب کوتاه است که در وبلاگشان نوشته‌اند. بخوانید دیگر هرگز بدون قدرت اعتراض نمی کنم ( گونتر گراس ) - در ادامه جمله بالا و با احترام برای دانشجویان علامه باید بگم : دیگر هرگز بدون قدرت و بدون فکر اعتراض نمی کنم ... شاید اگر ملته قشنگ ما سی سال پیش چنین باور داشتند امروز کاسه چکنم چکنم دست نگرفته بودند ... دردا که ۳۰۰۰ سال دیگه هم همینه که هست ... - روز آزادی خرمشهر روز مبارکیست البته من علت شروع و تداوم و فلسفه ی این جنگ رو نه می فهمم و نه قبول دارم اما برای سینه هایی که بنام ایران جلوی گلوله دشمن سپر شدند احترام قائلم در جنگ ما که اسم کربلا و قدس و صدام یزید کافر و حق و باطل و همه چیز مطرح بود جز نام ایران . الان هم که عراقی ها برادر ما شده اند و یادمان رفته در خرمشهر و سوسنگرد و هویزه چه کردن با زن و بچه هامان ... کلا ما ایرانی ها حافظه تاریخی نداریم . سوال نفرمایید

خواب کوتاه

رسوامون کردی با تکرار پست هام !! نمی دونم می خواستی نتيجه بگيری تو پست من دليلی برای دعوا وجود نداشت و بهانه دعوا خيلی سه نقطه بود يا اينکه درکه مطلب ضعيف بعضی ها رو به رخ بکشی

ام آر دی اس آر دی

خود کرده را تدبير نيست

خواب کوتاه

ام آر دی اس تی برو هروقت یادگرفتی با این سن و سال روی پای خودت بایستی و نون بازوی خودت رو بخوری بعد بیا شاید جوابت رو دادم . فعلا می تونی همچنان پشت دیگران قایم بشی و تلخک وار حمد و ثنای دیگران رو بگی . نوحه سراییهات بابت شریف و آزاد که کشک بود چون اون یک بازی بود بین من و کویریات و در مورد شهدا هم هیچ ابلهی غیر از توی مفلوک نمی تونست از اون متن شفاف و ساده اون نتیجه احمقانه رو بگیره .17 پست زدی و سراسر مزخرف گفتی برپایه آنچه حقیقت نداشت -نه توهین به شهدا و نه دعوایی بین من و شریفی ها- وجود عذرخواهی هم که نداری.برو بازهم مجیذ دیگران را بگو که از همین راه نون می خوری .که از همین راه نون می خوری . پیر و مرشدت ( حرفه ای ) هم بزدلی و بی وجودیت را تشخیص داد .مافوقه فوقه فرا بیشتره حماقت و دون مایگی . برو من عادت ندارم چوب به تابوت مرده بزنم . تو حیوونکی تر از این هستی که سر به سرت بذارم .برو هروقت وجود پیدا کردی بیا . با ماله خودت راه برو بی وجود

حرفه ای

من به هیچ وجه گله ای از ام آر دی اس ... ندارم و معذرت خواهی هم کردم چون اشتباهاً گفتم ایشون جرات ندارن بیان