یک صفحه برایت نوشتم اما ... نمی توانم تصور کنم فضای وبلاگم را با نوشتن آن سیاهی ها تلخ تر از چیزی که هست رنگ آمیزی کنم!

روزها به ظاهر رنگی شده اند اما دل هایمان سیاه تر از قبل ...

هر روز برگ جدیدی از زندگی را ورق می زنیم اما هر صفحه سیاه تر از قبل ...

خنده هایمان معنای غم است ...

نگاهمان دیگر توان نفوذ ندارد ...

سوی چشمانم هر روز کم تر می شود ... و هر روز دست هایم کرخت تر از قبل ...

این روزا خیلی داره خوش میگذره ... خواهرکویریاتم اومده ایران ...

همش عروسی دعوتیم ...

هرروز خورشید طلوع می کنه  و شب سعادت دیدن ماه رو داریم ...

همه چیز خوب و قشنگه ...

شُکر ...

 

 

/ 14 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان رادين

اميدوارم غمهای زندگيت به کوتاهی عمر لحظه و شاديهايت به بلندای عمر خورشيد باشد

مرواريد

سلام... حرفهای بالای نقطه چين رو باور کنيم، يا پايينش رو؟!! هر کدوم يه حال و هوا دارن... معلوم نيست خوبی؟... بدی؟... روزها قشنگن؟... شبا قشنگن؟... ميخوای تکليفت رو با خودت معلوم کن!!! ... ای وای! مثل اينکه خيلی بد گفتم... ولی چی کار کنم؟! شما به دل نگير... بچمون زبونش تنده اما تو دلش هيچی نيست... ... می خوای من اصلا کامنت نذارم؟!!

بزرگ فيلسوف کوچک

اميدوارم هميشه بهت خوش بگذره الانی گلم قسمت اول پستت من ياد اين شعر انداخت: خنده ام می بينی و از گريه دل غافلی خانه ما اندرون ابر است و بيرون آفتاب پ.ن: من الان تقريبا اينطوريم.... واسه فيلسوف دعا کن...

سارا

چشمت روشن که خواهرک اومدن اميدوارم اون خطهای ابتدايی هم به بهانهء اومدن خواهری محو شن و حس خوبی پيدا کنی

مهدي شيخ

سلام <هر روز خورشید طلوع می کنه و شب سعادت دیدن ماه رو داریم... همه چیز خوب و قشنگه... شکر...> شکر! یا علی مددی

.

توجه داشته باش ساعته اين قبليه رو!!!۱۲!!! منم همون که نوشته بودم!

حرفه ای

هوهو

Imy

الانی_من بیا فکر کنیم می شه اتاقمون رو خودمون رنگ بزنیم . با هم می تونیم .

حرفه ای

عروسی خوش بگذره!!! خوشگلا بايد برقصن خوشگلا بايد برقصن! يه ذره شانس بياااااااااااار!!! جای ما رو هم خالی کنيد

حرفه ای

به اون دوست تعطيل من هم تبريکات شديد بگيد !!! کت و شلوار و دستمال گردن!!!‌ هوهو هوهو