این اولین باره دارم بازی وبلاگی می کنم!
 
از روزی که سالی دعوتم کرده کلی بهش فکر کردم و این دعوت رو بهانه کردم که بازم خاطراتم رو مرور کنم ... خیلی سخته فقط ۷ تا ترانه بنویسم که دوستشون دارم و ازشون خاطره دارم!
 
من می نویسم ... اگه قوانین بازی رعایت نشد ، شما به قانون مند بودن خودتون ، ببخشید!
 
وقتی الآنی کودک بود :
 
- : داداشی میشه یه بار دیگه این آهنگ رو برام بذاری؟
 
- : داداشی میشه بهم یاد بدی خودم از ضبط استفاده کنم ؟
 
- : داداشی میشه این آهنگ آرومه رو رد کنی و دوباره به اونی برسی که میگه :
 
دختر همسایه شبای تابستون
 
گاهی می اومد روی بوم
 
هر دفعه یه گلی پرت میکرد میونه خونمون
 
یعنی زود بیا روی بوم
 
دلش نمی گیره آروم ...!

 ( خُب چیه مگه؟ کوچولو بودم دیگه ! 09.gif)
وقتی رفتم راهنمایی برای اولین بار احساس کردم بد نیست آهنگ های آروم هم گوش بدم ... اولین خواننده ای که شناختم  ، شادمهر عقیلی بود ... کاست مسافر و دهاتی ...
 
- : این خواننده رو می شناسی؟ من اولین باره می شنوم صداشو... به نظرت صداش خیلی خوب نیست؟!
 
کویر نشه دلای ما
 
مثل بارون شیم ، بباریم
 
دستای احساسمونو
 
تو دستای عشق بذاریم...
 
یکی دو سال نگذشت که فازم تغییر کرد ... سیاوش قمیشی که تا پارسالش وقتی صداشو می شنیدم ، کلی به داداشی ام غُر می زدم ، یکدفعه شد خواننده ی مورد علاقه ام ...
 
خیلی وقته دیگه بارون نزده
 
رنگ عشق به این خیابون نزده
 
خیلی وقته ابری پرپر نشده
 
دل آسمون سبک تر نشده...
 
چند سال توی همین فاز بودم و خلاصه هرچی آلبوم از قمیشی بود که پیدا کرده بودم و همه اش رو حفظ بودم!
 
بعد از اون ، آخرای دبیرستان عاشق عصار شدم !
 
باز بوی باورم خاکستریست
 
واژه های دفترم خاکستریست
 
پیش از اینها حال دیگر داشتم
 
هرچه می گفتند باور داشتم...
 
سال ۸۳... جاده ی اصفهان ... هایده ...
 
وقتی میای صدای پات
 
از همه جاده ها میاد
 
انگار نه از یه شهر دور
 
که از همه دنیا میاد ...
 
سال بعدش ... تابستان ۸۴ ... دلم نمیاد ننویسم ... هیچ وقت این آهنگ حس شادی بهم نداده ...
 
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
 
فدای سرت اگه گریونه چشمام
 
فدای سرت اگه دلمو شکستی
 
میگن عاشق یکی دیگه هستی...
 
پاییز ۸۴ ...
 
- : تو عاشق داریوشی؟ من تا حالا داریوش گوش ندادم ... اما این آهنگ فوق العاده است...
 
گل بارون زده ی من ،گل یاس نازنینم
 
میشکنم پژمرده میشم ، نذار اشکاتو ببینم
 
تا همیشه تورو داشتن ، داشتن تمام دنیاست
 
از تو و اسم توگفتن ، بهترینه همه حرفاس
 
باتو باتو اگه باشم ، وحشت از مردن ندارم
 
لحظه هام پر میشه از تو ، وقت غم خوردن ندارم...
 
...
 
سر به زیر دل شکسته نازنینم ، اگه ساده است واسه تو گذشتن از من
 
مرثیه سر کن برای رفتن من ، آخه مرگه مرگه واسه من از تو گذشتن...
 الآن جیره ام تموم شد اما... هنوز خیلی چیزا هست که بنویسم ...
از این قسمت به بعد خارج از خط می نویسم!
 
زمستون ۸۴ ...
 
- : نمیشه نری مسافرت؟ نمیشه تنهام نذاری؟
 
لحظه ها رو با تو بودن
 
در نگاه تو شکفتن
 
حس عشقو در تو دیدن
 
مثل رویایی تو خوابه...
 
... اگه چشمات منو می خواست
 
در نگاه تو می مردم
 
اگه دستات مال من بود
 
جون به دستات می سپردم...
 
پاییز ۸۵ ...
 
- : این آلبوم چاووشی رو شنیدی؟ برو از اینجا دانلودش کن!
 
... به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات
 
چشماتم تنهام گذاشتند
 
حالا من موندم و اشک و بغض و آه و عکس پاره ی من و تو
 
بگو گفتم یا نگفتم ...
 
... مگه بهت نگفته بودم
 
بی تو روزگار من تیره و تاره
 
حالا یادگار من بعده سفر کردن تو
 
طناب داره ...
 
زمستون ۸۵ ... این اسمش دوئل ه؟!
... تا کی می خوای بشینی به پاش بسوزی
 
تا کی می خوای بشینی چشم به در بدوزی
 
در پی پیدا کردن کسی برو
 
که فقط واسه ی خودت بخواد تورو...
 
خداحافظ... با این آهنگ ابی ...
 
... دلبرکم چیزی بگو ...
 
... چیزی بگو اما نگو از مرگ یاد و خاطره
 
کابوس رفتنت بگو از لحظه های من بره ...
 
بهار ۸۶ ... اتوبوس و من و گریه ...
 
هر لحظه با من باش ...
 
... هر ماجرا شیرین ، هر روز رویایی
 
بی تو همه کابوس ، کابوس تنهایی...
 
تکرار شو شاید ، ما سهم هم باشیم
 
شاید به جرم عشق ما متهم باشیم...
 
امتحانات پایان ترم چهار... همه اش بغض ...  رضا صادقی
 
من دیگه خسته شدم
 
بسکه چشمام بارونیه
 
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
 
من دیگه بسه برام
 
تحمل اینهمه غم...
 
تابستون ۸۶ ... دومین آهنگ وبلاگم
 
ستاره بارونه چشماش
اشکاشو دست کم نگیر
 
بگو بخنداش مال تو
 
گریه هاشو ازم نگیر
 
از تو نگاه اون بچین
 
ستاره های بی شمار
 
بار جدایی شو ولی
 
رو شونه های من بذار
 
... بهشت چشماش مال تو
 
من تو نگاش گر می گیرم
 
تو مهربونی شو می خوای
 
من واسه اخماش می میرم
 
من نمی خوام برنده شم
 
بردن من شکستشه
 
اما حسودی می کنم
 
به دستی که تو دستشه!
 تا اینجا شد ۱۴ تا! شرمنده ام که اینهمه زیاد نوشتم! اما واقعاً نمیشد صرف نظر کنم از هیچ کدوم از این آهنگ ها!
در اینجا از کویریات و ایمی و مروارید و باباشمل و بنفشه دعوت می کنم این بازی رو ادامه بدن!
( البته من می خواستم آقای سوزنی رو هم دعوت کنم که دستان قبلش زحمتش رو کشیدند!03.gif)

/ 20 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بنفشه

وااای خیلی قشنگ بودن، مخصوصا اون دختر همسایه شب های تابستون که جزو اولین شعرایی بود که تا آخر حفظ کردم.

هان نه بله!

چه احساسات متشابهی!

قشنگ بود هميشه شاد باشي

بهونه همیشگی

مرسی که سر زدی ممنون در ضمن شعرات هم هرکدوم حال و هوای خاصی داشت. همیشه و در همه حال موفق باشی

امید فرداها

همش باعث تجدید خاطره شد!! ولی از این آهنگ وبلاگت هم نمیشه گذشت!!![زبان][شوخی]

او

نمیدونم منم باید بگم تجدید خاطره شد یا نه؟[لبخند]ولی خب من خیلی داریوش دوست دارم[زبان]

بنفشه

مرسی عزیزم که برای من اینقدر کامنت های خشگل گذاشتی...این کسایی که تو وبلاگ تو دعوا ره می ندازن خیلی کار بدی می کنن و این خیلی بدتر از اون چیزیه که برای من اتفاق افتاد. به نظر من که نظر همشونو پاک کن تا آدم شن دیگه اینقدر چیپ نباشن.

رضا

عشق باید پادرمیونی کنه تا آدمه ساده جونی کنه .. دیدم اینو یادت رفته بود ، زحمتش افتاد گردن من [عینک]

حرفه ای

خیلی خیلی باحال بود الانی جون من هم کلی فکر کردم یاد یه چیزایی افتادم... آلبوم فریاد-سال اول رسوای دل-سال دوم سر عشق-سال سوم دودعود-سال چهارم بعدش... شب سکوت کویر... نوا، مرکب خوانی... خوش به حالت که غیر از شجریان هم گوش دادادی [زبان][نیشخند]

علیرضا بندری

سلام دوست نادیده من باور کن هیچ چیز دنیا نمی تونست انقدر خوشحالم کنه که ترانه م یکی از انتخاب های 14 گانه کسی باشه. حتی آخریش! ترانه گریه هاشو به من بده پیشکش مهربونی هات[گل] ازت دعوت می کنه به مهمونی وبلاگ ساده من هم بیای[گل]